Transcript · Persian → Arabic
Persian → Arabic transcript
باختصار، لا يجيء أحد ويصبغ الغراب
في الحقيقة ويبيعه لنا على أنه ببغاء، ويقول: لا، هكذا صار ردعًا.
انظروا إلى سورة النساء المباركة، فيها:« وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ».
دارد «وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ».
لا تضعفوا في 追 敵 العدو. يا سيدي، عدوٌّ تراجع خلف الحدود صحيح،
لكنّه واقف من جديد وراء الحدود. هذا لا يُسمَّى قدرة ردع. « وَلَا تَهِنُوا
فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» يعني امضوا حتّى تجرّوا الطرف إلى مكة. يعني حتّى يقول:
أخطأت، نعم، قد يحدث لسببٍ ما أن يتحالف مع اليهود وفلان وهؤلاء جميعًا،
به دلیلی همپیمانان یهود و فلان و همه اینها یه جنگ مجددی به نام احزاب راه بندازه.
ولی اینی که طرف زده، اومده، کشته
ثم رجع ووقف من جديد خلف أسوار المدينة، هذا لا يُسمَّى ردعًا.
باختصار، لا يجيء أحد ويصبغ الغراب
في الحقيقة ويبيعه لنا على أنه ببغاء، ويقول: لا، هكذا صار ردعًا.
كلا، قلت:« وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ».
End of transcript · 148 words · machine translated
Original transcript (Persian)
کسی خلاصه کلاغ رو رنگ نکنه جایِ در حقیقت طوطی به ما قالب کنه که بگه نه دیگه این شد بازدارندگی. سوره مبارکه نساء رو ببینید، دارد «وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ». تو تعقیب دشمن سستی نکنید. آقا دشمنی که پشت مرزها درسته رفته عقب،
ولی پشت مرز وایساده باز دوباره. اینکه نشد قدرت بازدارندگی که. «وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» یعنی برو تا طرف رو ببرید تا تو مکه. یعنی دیگه بگه غلط کردم. بله حالا ممکنه به دلیلی همپیمانان یهود و فلان و همه اینها یه جنگ مجددی به نام احزاب راه بندازه. ولی اینی که طرف زده، اومده، کشته
و بعد رفته پشت دیوارهای مدینه باز دوباره وایساده، اسم این بازدارندگی نیست. کسی خلاصه کلاغ رو رنگ نکنه جایِ در حقیقت طوطی به ما قالب کنه که بگه نه دیگه این شد بازدارندگی. نخیر، گفتم «وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ».