Transcript · Persian → Arabic
Discussion on Israeli Settlers and Occupation
لم يُجبر أحد على الذهاب إلى هناك. فهؤلاء متطوعون من تلقاء أنفسهم.
للذهاب إلى هناك.
نعم.
هؤلاء متطوعون. هؤلاء مستوطنون لم تُجبرهم إسرائيل
على الذهاب كد- دروع بشرية. عندما تُجبرون مجموعةً ما
على الذهاب إلى مكانٍ ما.
نعم.
صوتي عالٍ جدًا، أظن—
نعم.
حتى إنهم يسمعونني في الشارع.
نعم، لكن يا عزيزي—
ذهبوا طوعًا بصفة قَص--
ذلك الجندي الإسرائيلي المسكين، هو يُجبر على القتال.
وقد قطعوا له وعودًا كثيرة بأنه لن يُقتل أبدًا، لذلك يذهب
إلى الجبهة. لكن هذا المستوطن متطوع.
لم يذهب مُجبرًا. كل واحد منهم متطوع.
ذهبوا طوعًا بوصفهم قوة احتلال وتمركزوا هناك.
وتمركزوا هناك.
لا نقل إنهم وكأنهم مجموعة من المساكين الذين لم تكن لديهم أموال
فذهبوا إلى هناك. لا، هؤلاء أناس ينهض أحدهم من أمريكا
ويذهب، ويدفع مالًا كثيرًا أيضًا ليعيش في كيبوتس.
هؤلاء متطوعون. إنهم متطوعون للمشاركة في
الاحتلال. إنهم أدوات الاحتلال.
نعم، يؤلم المرء أن يُقتل طفل أو رجل مسنّ
أو يُعتقلا. أنا لا أبرر قتل أي شخص
مطلقًا. لكن إن أردنا مناقشة الأمر قانونيًا بشأن
هؤلاء بوصفهم
قوات احتلال متطوعة، فيجب وصفهم بذلك.
لا أحد يدافع عن مهاجمة المدنيين.
لكن الحقيقة هي أن المستوطنين أدوات
عسكرية للاحت-- للاحتلال.
لا يمكننا أن ننسى ذلك.
لا يمكننا أن نقول إن المستوطنين الذين كلهم
مسلحون، وكل عملهم قتل الفلسطينيين،
مدنيون لأنهم لا يحملون رقم استمارة، لأنهم
لا يرتدون زيًا عسكريًا.
نعم، الطفل أو المرأة المسنة أو الرجل المسنّ يُعتبرون حتمًا
مدنيين. لكن أدا--
ة الاستيطان، انظروا، فالمستوطنات غير قانونية،
والمستوطنات احتلالية. وهدف هذه المستوطنات هو الحفاظ على
الاحتلال.
End of transcript · 242 words · machine translated
Original transcript (Persian)
کسیو که زورکی نبرده اونجا که. اینا خودشون volunteer ان که برن اونجا. بله. اینا volunteer ان. اینا شهرک نشین که اسرائیل زورکی نبرده یه س- سپر انسانی. وقتیه که یه سری رو زورکی
شما ببرین یه جایی. بله. انقدر صدای من بلنده فکر میکنم- بله. تا خیابونم می شنون.
بله فقط جانم- اینا داوطلبانه رفتن به عنوان قص-- اون سرباز بدبخت اسرائیلی، اون زورکی داره می جنگه. انقدرم بهش قول و قرار گذاشتن که تو هیچ وقت کشته نخواهی شد که میره به جبهه. ولی این شهرک نشین داوطلبه.
این زورکی نرفته. همشون تک تکشون داوطلبن. داوطلبانه رفتن به عنوان نیروی اشغالگر اونجا مستقر شدن. اینجوری نگیم که اینا انگار که یه سری بدبختن س-- پول نداشتن رفتن اونجا. نه، اینا آدماییان که از آمریکا
پا میشه میره، کلی هم پول میده میره تو کیبوتز زندگی کنه. اینا داوطلبن. اینا داوطلب حضور در اشغالن. اینها ابزار اشغالن. بله، آدم دلش می سوزه یک بچه، یک پیرمرد کشته بشن، دستگیر بشن. من توجیه کشتن کسی رو نمی
کنم. اما اگه بخوایم بحث حقوقی بکنیم راجع به اینا به عنوان باید نیروی داوطلب اشغالگر صحبت کرد. کسی از حمله به غیرنظامیها دفاع نمیکنه. اما واقعیت این است که شهرکنشینان ابزار
نظامی قا-- اشغالند. نمیشه اینو فراموش بکنیم. نمیتونیم بگیم شهرک نشا-نشینانی که همشون مسلحاند، همشون کارشون کشتن فلسطینیهاست، اینا غیرنظامیاند چون شماره فرم ندارن، چون
لباس نظامی نمیپوشند. بله، یک کودک، یک پیرزن، یک پیرمرد حتما غیرنظامی محسوب میشن. اما ابز-- شهرکنشینی، ببینین شهرکها که غیرقانونیه، شهرکها که اشغالیه. هدف این شهرکها که حفظ
اشغاله.