Transcript · Persian → Japanese
Corruption in Oil Sales in Iran
その通りです。
どの派閥ですか?
ペイダリ派です。
その通り。
ペイダリ派の報道官の義理の息子 は、4人いる
石油を売っている者の一人です。
これは裏付けのあるデータです。 今は見せられません、いいですか? 理由は
問題
ええと、安全保障上の。 でも、その義理の息子であるルーホ ッラー・レズーイー氏は、
この数年で170億ドル分の石油を 売りました。
彼は石油販売の分野で専門性があ った、 つまりこの――
いや、エフサーン・サーデギー。
いた。
いや、普通の人間です、義理の息子 で――
うん。
この人が義理の息子です。 一人は将軍の息子、もう一人は誰そ れの息子、こいつは義理の息子。
今、ホセイン・シャムハーニーは、
ホセイン・シャムハーニーが制裁 対象なのは 皆が知っています。彼は石油を売っ ていた。
ホセイン・シャムハーニーは… みんな知ってましたよね、その通り ?
その通り。
ホセイン・シャムハーニーはこの 数年、 この国でどれだけ石油を売った?
分かりません。
300億ドル以上です。
300億?
トランプの資産の何倍も上です、シ ャムハーニーが石油を売っただけで――
石油を売った。
すごく――
見て、この連中はこの範囲で石油を 売っている。
ご存じのとおり、うちの治安機関も 枝分かれしていて、一枚岩じゃない 。
つまり、革命防衛隊の情報組織の内 部にも 複数の部署がある。
省内にも複数の部署がある。 彼らは内部でも
自分たち同士で
何らかの形で互いに決着をつけて いる。
つまり、ある派閥が権力を握ると、 前の派閥を 排除する。
前の派閥とは仕事をせず、自分の人 間を 連れてくる。
自分のネットワークを連れてきて、 自分のチームと 仕事をしたがり、
結局は彼らの正体が割れ、人間もネ ットワークも 割れて、最後には
その石油が
国の石油が浪費されている。 ほら、つまり今、この56人が石油を売 っている。
国の石油の販売は、この56人の手に ある—
いや、彼らももう外された。
神様。今は新しい4人組のチームが 来た。
つまり、そのチ— バーヴァンド氏が来た時、このバ— バーヴァンド氏は中で
タエブ氏の経済担当副官で―― 一時期は販売責任者だった
石油部門にもいた。 外され、新チームが来て今
また戻ってきた
職に。就任すると、新しいチームを
招き入れ始めた。 この新チームの56人と140
人あまりの
人員は、実際はたった4人だ。 こいつらは長年
石油を売ってる。例えば、えー、覚え てるか、エフサン
俺が、えーと、イスラエルとアメリ カ以外にも
国内には合意の成立を妨げる勢力 がいるって 言ったのを?
合意が成立するのを
End of transcript · 555 words · machine translated
Original transcript (Persian)
درسته. کدوم جریانه؟ پایداریچیها. آفرین. داماد سخنگوی جریان پایداری یکی از اون چهار
نفریه که الان داره نفت میفروشه. این دیگه دیتاهای مستنده. من نمیتونم الان نشون بدم، خب؟ به خاطر مسائل ااا امنیتی. ولی آقای روحالله رزویی که دامادشه، توی این چند سال اخیر هفده میلیارد دلار نفت فروخته.
ایشون ااا تخصصی در حوزه فروش نفت داشته، یعنی تو این- نه احسان صادقی. بوده. نه یه آدم معمولیه، داماده- اوهوم
...این داماده. یکی بچه سرداره، یکی بچه فلانه، این داماده. الان حسین شمخانی، همه میدونیم که حسین شمخانی تحریم شده، حسین شمخانی نفت میفروخته، حسین شمخانی... همه اینو میدونستیم دیگه، درسته؟ درسته.
حسین شمخانی چقدر نفت فروخته تو این سالها تو این کشور؟ نمیدونم. بالای سی میلیارد دلار. سی میلیارد؟ بالای چندین برابر ثروت ترامپ فقط شمخانی ف--
نفت فروخته. خیلی- ببین این آدما، این آدما در این range نفت فروختنا. میدونی که نهادهای امنیتی ما هم شاخه شاخهن دیگه، یه دست که نیستن که. یعنی در داخل خود ساختار اطلاعات سپاه هم ما چند تا بخش داریم،
داخل وزارت هم چند تا بخش داریم. اینها از درون خودشون هم خودشونو به شکلی تسویه حساب میکنن با همدیگه. یعنی یک جریانی وقتی میاد رو کار، جریان قبلی رو حذف میکنه، با جریان قبلی کار نمیکنه، آدمای خودشو میاره،
شبکه خودشو میاره و دوست داره با اون تیم خودش کار بکنه و نهایتاً اینها لو میرن، آدما لو میرن، شبکه لو میره و تهش اون نفت ااا مملکته که داره سوخت میشه. ااا ببین یعنی این پنجاه و شش نفر الان فروش نفت کشور دست این پنجاه و شش نفره-
نه دیگه اینا هم کنار گذاشته شدن. ای God. الان یه تیم جدید چهار نفره اومده. یعنی اینکه تی-- آقای باوند که اومد، این با-- آقای باوند در دوره آقای طائب معاون اقتصادی بودی و دی-- یه دورهای مسئول فروش نفت هم بود. کنار گذاشته شد، تیم جدید اومد و الان
دوباره اومده روی کار. وقتی اومد روی کار شروع کردن تیم جدید رو آوردن. این تیم جدید اون پنجاه و شش نفر و صد و چهل و خوردهای نفر، اونا دیگه اصن چهار نفرن. اینا خب سالها
دارن نفت میفروشن. مثلاً ااا یادته احسان گفتم اممم به غیر از اسرائیل و آمریکا یه جریانی تو داخل هم هستش که نمیذاره توافق اتفاق بیفته؟ اتفاق بیفته