مسعود کشمیری و انفجار دفتر نخستوزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰
همش ظاهر صادق بود. اینقدر ایشون به خودش
مقید بود که میگفت
من بدون وضو داخل جلسات نمیام.
مسعود کشمیری بعد
از انقلاب با ظاهرش
اعتماد همه رو جلب
کرده بود و با معرفینامه وارد ارتش
شد و اجازه دسترسی به
اسناد به کلی سری نیرو هوایی رو به دست آورد.
مدتی بعد هم در ستاد خنثیسازی کودتای
نوژه فعالیت کرد و
دیگه هیچکی بهش هیچ
شکی نداشت و بعدش به دفتر نخست
وزیری و شورای امنیت راه پیدا کرد.
نمیدونم چطور شد که ایشون
از این سمتی که توی نیروی
هوایی داشت سر از
شورای امنیت کشور درآورد.
هشتم شهریور 1360 توی جلسه شورای امنیت
توی دفتر نخست وزیری، کشمیری
با یه دستگاه صوت
بزرگ وارد شد و
همه فکر کردن در حال ضبط جلسهست.
اما چند دقیقه بعد
انفجار مهیبی رخ داد.
محمدعلی رجایی، محمدجواد
باهنر و چند نفر دیگه
شدن. اول همه فکر
کردن کشمیری هم کامل
سوخته، حتی یه تابوتی
به نامش تشییع شد.
اما روز بیست و دو
شهریور دادستان کل کشور اعلام کرد
کشمیری زنده است و عامل انفجار
شناخته شده.
وقتی مردم داشتن براش عزاداری
میکردن، این نفوذی سازمان
مجاهدین خلق داشت از کشور فرار میکرد.
بعد هم توی پایگاه
اشرف توی عراق بازجویی میشده.
حتی بعضیا میگن توی آلمان هم دیده شده.
اصلاً شاید الان هم داره
این پست رو میبینه.
اگه بخوای یه جمله بهش بگی،
چی بهش میگی؟
اگر هم دنبال فکتهای
جذاب تاریخی هستی، این پیج رو دنبال کن
End of transcript · 240 words