persian → Arabic transcript
لاحقًا الامتحان أهم، الأطروحة، الدراسة، يجب أن يسأل والديه، وربما لن تسمحوا للتالي بأن يسأل
بالنيابة عنكم لنجب على هذا السؤال. لماذا يجب علينا أن نصلي؟
الصلاة شكر لله. لو لم يعطنا الله الشفاه، عندما كنتم صغارًا لم تكونوا لتقدروا على المص والأكل
كبرتم وأصبحتم تتحدثون بهذه الشفاه. الآن لو لم تكن لديكم شفاه، هل تدرون ماذا كنتم ستقولون؟
هذه الشفاه تنظم كل شيء. كانوا يقولون قديمًا على سبيل المثال، بالشفاه يتحكمون في المقدار
إنها أداة تنظيم. هذه الشفاه أداة تنظيم. لم تكن هناك حتى قبلة واحدة
يقبّل قدم أبيه، يقبّل أمه. كم من الأشياء كانت مفقودة أيضًا. كل شيء؟ لماذا هذه الشفاه جيدة؟
الآن أنا لا أعرف لماذا كنتم تضحكون في ذلك الوقت
ما زال الوقت مبكرًا على هذا التنظيم السعيد
End of transcript · 122 words · machine translated
Original transcript (persian)
حالا بعدن کنکر مهمتره، تز، درس، باید سآل میکنه از پدر مادرش، بعدی هم شاید درعتش نکنین سآل کنن من از قول شما این سآل رکنده به این سآل ما هم پاسخ بدیم. چرا ما باید نماز بخونیم؟ نماز تشکر از خدا است. خدا اگه لب به ما نمی داد، کچک بودید نمی تنستید به مکید و بخورید باید بزرگ شدید و با این لب ها حرف می زنید. حالا لب نداشت. نمی دانید چی ها بگی که؟ این لب تنظیم می کنه هر پاره. قدیم می گفتن به مثلا. با اقال لب ها می چرسند کم می چرسند.
این تنظیم کننده است. این لب تنظیم کننده است. هیک بوسه اون بگه نبود. قدم پدرشو به بوسد، مادرشو به بوسد. چقدر دیگه نبود دیگه. همه چی؟ این لب چرا خوبه؟ حالا من که نمی دانم برای چی می خندید تون وقت. حالا زوده ها این شاده تنظیم.