Emotional Poem about Loss and Grief
چهل روزه قد چهل سال رفتم
چهل مرتبه سمت گودال رفتم
نبودی ببینی بهم چی گذشته
نمیدونی چند بار از حال رفتم
با چشمای پر خون با این قلب پاره
رسیدم به خاک عزیزت دوباره
بلند شو ببین زینبت چی کشیده
بلند شو حسینم که مهمون رسیده
چهل روزه که خواب راحت ندارم
چهل روزه که استراحت ندارم
چهل روزه که هیچ کاری به غیر از
تماشای گیسوی بچت ندارم
چهل روزه یه پلک رو هم نذاشتم
چهل روزه رو پام مرهم نذاشتم
نشد گریه سیر شم برات توی گودال
برای رقیه ات ولی کم نذاشتم
End of transcript · 96 words