Analysis of Diplomatic Failures and War
خب اینها اومدن دیپلماسی رو امتحان کردن.
همونطوری که گفتم دیپلماسی راه کمهزینهتری هست دیگه.
از اول هم گفتن غنیسازی صفر، قبل از جنگ ۱۲ روزه، در مذاکراتی که انجام میشد.
خب در مقابل خواسته غیرقانونی اونها و غیرمعقول اونها
برای غنیسازی صفر، ما مقاومت کردیم، ایستادگی کردیم.
وقتی دیدن در مذاکره نمیتونن به اون چیزی که میخوان برسن، جنگ رو شروع کردن.
یعنی جنگ از اینجا شروع شد، وقتی طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواستهاش نمیرسه، سراغ جنگ رفت.
نه اینکه مذاکره منجر به جنگ شد.
ایستادگی ما بر مواضعمون و اینکه حاضر نشدیم پشت میز مذاکره
چیزهایی رو که اون میخواد بهش بدیم، باعث شد که اون راه سختتر رو انتخاب بکنه.
اون راه سختتر رو انتخاب کردن، شکست خوردن در جنگ ۱۲ روزه.
ماجرای جنگ ۴۰ روزه از اینجا شروع میشه
که بعد از جنگ ۱۲ روزه به نظر من دچار یک اشتباه محاسباتی دیگه شدن.
که؟
که تصور مقاومت اینها رو نکرده بودن، باید بیشتر آماده میبودن.
و لذا تجهیزات و تسلیحات خودشون رو اضافه کردن.
یعنی تصور رو داشتن که خب رژیم صهیونیستی فکر میکرد که با یک حمله چند روزه
همه چیز رو از بین میبره، میپاشونه و شاید نظام سقوط میکنه، جمهوری اسلامی تسلیم میشه، همه تصورات باطلی که داشتن.
وقتی این اتفاق نیفتاد، چون آمادگی نداشتن برای طولانی شدن جنگ،
و چون دیدن مردم به ستوه نیامدن و مردم از نظام حمایت کردن،
پشت نظام وایسادن، مجبور شدن جنگ رو متوقف بکنن.
End of transcript · 242 words