Analysis of Political Negotiations and Security
لذا جمعه شب، یه کامل اصلاً فضا عوض شده بود. من شنبه
۸ صبح رفتم خدمت رئیسجمهور و گزارش مذاکرات ژنو رو دادم. در عین حال گفتم، گفتم مذاکره خوب بود به نسبت در حد خود مذاکره.
ولی فضایی که وجود داره اصلاً فضای مذاکراتی نیست و فضای جنگی هست.
ساعت ۹ هم قرار داشتم اومدم دفتر حضرت آقا.
خب با یکی از مسئولین دفتر قرار داشتم.
- یعنی با آقا دیدار نداشتی؟ - نه.
آره، ما قاعدهی کارمون اینطوری بود که به اصطلاح با آقای حجازی دیدار داشتیم.
گزارشها خدمت ایشون میرفت، ایشون در روز گزارشها از همهجا رو مثلاً
خدمت حضرت آقا ارائه میداد و اگر سوالی بود جواب رو میآوردند. اگر هم لزوم بود اونموقع خود حضرت آقا دیدار میکردند. یعنی اینطور نبود که
مسیر فقط این باشه. رهبر معظم به هر حال
مرامشون اینطوری بود که گزارشها از همهجا میرسید خدمتشون، همه رو ملاحظه میکردند، رهنمود میدادند.
اگر صلاح میدونستند فرد رو احضار، حالا احضار که نه، میخواستند با خودش جلسه میگذاشتند توجیه میکردند. لازم بود جلسهی جمعی هم میگذاشتند.
حالا یا افراد خاصی رو دعوت میکردند یا شورای عالی رو دعوت میکردند.
بالاخره یک نظام تصمیمگیری به نظر من کاملاً
خوبی وجود داشت و دارند الان. الان هم یکخرده مسائل امنیتی رفع بشه علیالقاعده همین شکل خواهد بود.
- شما پیش آقای حجازی بودید؟ - من پیش آقای حجازی بودم ساعت ۹.
و داشتیم بالاخره یه گزارشی از مذاکرات داشت دادم
و اتفاقاً به همین قسمت فضای سنگین جنگی رسیده بودم و گفتم از دیشب اینطوری شده و اوضاع اینطوری هست و اینها که یهو
اونجا حمله شد بهش. - پس جلسه میگن شورای راهبردی سیاست خارجی بوده درسته؟ - نه.
- چون آقای خرازی هم اونجاست، شما هم که اونجایید، آقای رحیم صفوی هم اونجاست. - نه، ببینید اونجا یک مجموعهی بزرگیه که
بخشهای مختلف درش هستن. شورای راهبردی روابط خارجی چند تا ساختمون اونورتر یک محلی رو دارن، اونها هم همزمان جلسه داشتن.
منتها به اون چیز نشد. از اون بدتر جلسهی
بود که آقای شمخانی گذاشته بودن و تعدادی فرمانده اونجا جمع شده بودن.
- این رو حالا پخش نمیکنیم یعنی بعید میدونم بتونیم پخش کنیم خب؟ - شاید ثبت در تاریخه.
- اون روز سه تا جلسه هست. یه جلسهی شورای معاونین وزارت اطلاعاته که توی وزارته.
یه جلسهی شورای راهبردی سیاست خارجهست که توی بیته. یه جلسهی شورای
دفاعه که آقای شمخانی گذاشته. خود آقای خامنهای هم که توی بیته.
این رو شما چهجوری تحلیل میکنید؟ همزمان سه تا چهار تا ساعت نه و نیم صبح.
والا خود شورای راهبردی هر به اصطلاح
هر شنبه جلسهی ثابت داشتن. زمانی هم که من شورای راهبردی بودم، هر شنبه صبح جلسه داشتیم.
منتها در ساختمونی که توی خیابون پاستور دارن.
چی شده بود که اون روز ساختمون پایین گذاشته بودن نمیدونم.
ضمن اینکه اونجا هدف نبود. ولی جلسهی آقای شمخانی هدف بود.
و دفتر آقای شیرازی هدف بود و دفتر آقای حجازی هدف بود.
خود دفتر خود حضرت آقا هدف بود. اینها رو زدن سریع.
- جلسهی شورای معاونین وزارت هم زدن؟
- اون از ساختمون دیگهای بود. - میدونم. نه، این همزمانی تعدد جلسات رو من طبیعی نمیدونم.
والا اون روزها البته هر ساختمونی میرفتی یه جلسهای توش بود.
ولی آره، جلسهی... حضرت آقا که دفترشون بودن. اون هیچ.
اینکه جلسهی شورای دفاع رو هم تشکیل داده بود
آقای شمخانی، حالا آیا اتفاقی بوده یا نبوده نمیدونم ولی وزارت اطلاعات هم همزمان این جلسه رو داشته.
مهم به نظر من
اطلاع داشتن اونها از این جلسات و این شاید یک حفرهی امنیتیه که وجود داشته و هنوز هم احتمالاً داشته باشه.
این رو باید درمان کرد که حالا نیروهای امنیتی دنبال هستن. و من معتقدم این حفرهی امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات نیست،
در جهتگیری به تصمیمسازیها هم گاهی هست
و از اون بدتر در جهتگیری، جهتدهی به فضای روانی ما هم هست. این دیگه سربسته بگم. - آره.
- آره، من که معتقدم هیچی نمیتونه جمهوری اسلامی رو نابود کنه جز جلسه. یعنی این جلسه پدر جمهوری اسلامی رو درآورده.
ولی این همزمانی و این اشراف و ساعت نه و نیم صبح زدن، من این رو دیگه به عامل تکنولوژی و عامل هوش مصنوعی و نمیدونم اینها نمیدونم. من به نظرم، حالا شما یه سابقهی اطلاعاتی هم چون دارید،
من به نظرم این دیگه مثلاً باید دنبال یه چند تا کشمیری چیزی باید بگردیم. به این سادگی نیست. - روزنامهی اطلاعات هم یه مقاله نوشتن.
خب، خدمتت عرض کنم که من به نظر من اونها خب میدونستن که هر روز
End of transcript · 725 words