Campaign Against Execution of a Young Man
علی سینا مصطفی. بچه کرمونه. تو خطر اعدامه.
به زور ازش اعتراف گرفتن این بی شرفا.
دیروز یه پست گذاشتم. امروز همش دارم به خودم میگم یه پست دیگه
بذارم یا
نه. تو جاده دارم از لسآنجلس میرم سانفرانسیسکو
این تابلو رو دیدم.
رد شدم برگشتم دوباره سی دقیقه فقط برای اینکه کاکاؤی پست رو
برات بذارم.
نباید ما بذاریم این بچه رو اعدام کنن. هر کاری از دستت میاد بکن.
یه ری استوری کن. پست خودت بذار. هشتگ بذار.
من نوکرتم. میدونم خیلی سخته. بچه با غیرت کرمان. بچه مشتاق.
صدای سیلو. شفا. هزار یک شب. باید یه دستی برسونید.
نوکرتم کاکان. من وظیفمو انجام دادم.
تو هم الان وقت بذار استو-- خودت پست درست کن.
نباید بذاریم اینو اعدام کنن.
End of transcript · 122 words