Analysis of Hitler's Policies and Munich Agreement
باشه یا نباشه. در این برهه ما با
هیتلر، هیتلری رو شاهدیم که اومده یه چیزایی
میخواد از کشورهای دیگه.
دو تا سیاست اینجا وجود داشت. یکی اینکه آقا صلح خوبه، چرا آقا شما
جنگطلبید؟ بس کنید دیگه تا کِی اقتصاد رو برسیم،
برسیم به معیشت مردم و اینها. یه نمادی در
دنیا داره چمبرلن که نخست وزیر
وقت بریتانیاست.
من عکشش فکر کنم باشه.
عکسا اگر باشه از اون اول اون عکسی که با هیتلر
ایستادن کنار هم. سال 1938 هیتلر،
هیتلر خیلی جالب و حالا میخواست و اینها یکیش میگفت وا این منطقه سودتن
لند در چکاسلواکی اون روز. که
میگفت اینجا یه بخشهاییش برای منه.
یه کنفرانسی برگزار کردن. آقا ببخشید این پوینتر رو من نشون
بدم-
سمت چپ.
آره. چمبرلنه، این ااا وزیر خارجه فرانسهست،
هیتلره و موسولینی. یعنی ایتالیا، فرانسه،
انگلیس و انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا اومدن
وایسادن. از خود چکاسلواکی هم هیچکیو نیاوردن که
داداش این
خاکتو بدیم به یکی دیگه یا نه؟ گفتن نه، صلح ارزش
ذاتیه. چکاسلواکی حالا لازمه سودتن لند رو بده.
اصن کی گفته حالا هیتلر خیلی هم حقی نداره.
آلمانها حق دارن بالاخره ظلم شده بهشون در جنگ جهانی اول
از فرانسه ندادنا. از راینلند و غیره،
از سودتن لند چکاسلواکی دادن. هیتلر جزو
معدود کنفرانسهای بینالمللیایه که هیتلر خودش در واقع میتونیم
بگیم
با مخالفینش، قدرتمندنش تنهاست. تصویر بعدی رو چمبرلن اینو بببین.
یه کـ--
چیزی امضا شد به اسم معاهده مونیخ.
این معاهده مونیخ، اون تصویری چمبرلن اینو در دست گرفته بعدی رو
اگر ممکنه ببینیم. اینه. برگشت لندن هواپیما که
پیاده شد، اومد اینو گرفت دستش گفت صلح
آوردم.
براتون.
این عکس معروفه.
چه، چه سالی؟
1938.
احسنت.
یعنی سپتامبر-- اگه اشتباه نکنم سپتامبر 1938ه.
هیتلر اکتبر این مسئله سودتن لند مطرح شد.
یعنی یه ماه بعد رفت اونجارو گرفت. یعنی اول بهش گفتن آقا اینو میخوای؟ خب
باشه مال تو. دیگه صلح با مردم فرانسه کار نداشته
باش، با مردم انگلیس هم کار نداشته باش.
و هیتلر
باز نیما گفته به هر زبانی که بلدید برید بخونید.
بلد هم نیستید ابزارهای ترجمه هست برید جستجو--
الان معاهده مونیخ فحشه در ادبیات
سیاسی. یعنی به عنوان نماد خاک برسری ازش یاد
میکنند. اینو باید ببینی به عنوان یکی از فحشهای
مؤدبانهی
سیاسی، میگن فلان رفته واسه معاهده مونیخ بسته.
ترکمنچای چجوریه توی فارسی ما-
زبان فارسی.
مثلاً یه چیزی مثلاً معامله بد هم طرف میکنیم، میگیم حاجی ترکمنچای
داره با ما میبنده مثلاً واسه فروش خونه.
آقای چمبرلین دقیق-- بابا نگاه کنید داره نشون میدم میگه این سند
افتخاره.
خب؟ چرا؟ چون داره میگه من رفتم این سند صلحه.
حالا نمیگه سند افتخاره میگه سند صلحه.
میگه و تموم شد و هیتلر متعهد شد با
جای دیگه کار نداشته باشه.
کی؟ 1938.
38.
خب.
سی و نه-- آقا جان یه چیز بگم-
چند ماه بعد-
که به قول خودش وفا میکرد دیگه معروف بود.
یه تصویر دیگه داریم. توی انگلیس یه عدهای دارن اعتراض میکنن.
دقیقاً در همین وقت دیگه چمبرلین برگشته.
مردم اومدن ریختن تو خیابون، میدونید دیار پلیسهای انگلیس.
ببیند چی نوشته. میگه for peace stop Hitler.
میگه به خاطر صلحم که شده جلوی هیتلر رو بگیرید.
این حرفه. حالا چیزای دیگهای هم اینجا نوشتن، چیزای
جالبیه.
ولی این عبارت واسه من خیلی جالبه. for peace stop Hitler.
میگه بابا جلوی اینو به خاطر صلح بگیرید. اینا هم گفتن اینا جنگطلباند.
یه مشت دلواپس ریختن تو خیابونای لندن.
اینا هی دارن میگن که بریم بزنیم. آقا بذار مردم زندگیشونو کنن.
ما رفتیم یه صلح شرافتمندانه ای با هیتلر بستیم.
اگه میخواید تا بیست سال با قدرتهای جهانی بجنگیم، رفراندوم برگزار کنیم.
باور کنید از این حرفا میزدنا. و جالبه حالا در همون جا-
قطعاً زدن. چرچیل جواب داد.
بله دیگه.
اون وقت دهنت-- کلهت تو دهن ببره، با ببر مذاکره نمیکنن.
نه آقا حالا دونه، دونه اینا رو ازش گفتن.
چرچیل گفته بود. آره. ما چرچیل-
حالا این اتفاق، این جمله خیلی جالبه.
نمیدونم حالا تصویر و تمامش رو میتونن دوستان نشون بدن با زوم این، این،
این من از گتیایمیج اینو گرفتم. هست عکس معروفیه اگر جستجو بکنین
این تظاهراته. الان یادم نیست-
پولشو بچهها خودتون میده.
آره دارن میدن. میگه for peace stop Hitler.
این جمله میگفت با-- به خاطر صلح برید جلوی هیتلر رو بگیرید.
یعنی میگفتن آقا الان چیکار کنیم که هیتلر صلح نمیخواد؟ اینا میگفتن شما اشتباه
میکنید، هیتلر صلح میخواد. اون عکسی که اومد نشون داد چمبرلین دقیقاً
همین رو داشت
میگفت. گفت ما رفتیم درستش کردیم. سودتن لند رو گرفت که
هیچی،
بعداً از کشورهای دیگهی جنوب شرق
اروپا هم باهاشون به زور و نیمه زور و اینها
چیزایی که گرفت هیچی، رفت-- حالا قسمت چین که در دورههای
گذار اساساً صلح معنی نداره. با کسی هم که صلح
نمیخواد صلح معنی نداره از هر دو سو
End of transcript · 781 words