Violent Arrest and Death in Iran
روز نوزدهم دی ماه به پای او شلیک میشه
و به بیمارستان منتقلش میکنن. اما خودش از ترس اینکه بازداشت
نشه خودش رو مرخص میکنه به خونه میرسونه و
سعی میکنه جلوی خونریزی رو در خونه بگیره.
اما روز بیست و یک دی ماه نیروهای سپاه و
م-مأموران به منزل اونها یورش میبرن.
سر و ته کوچه رو میبندن که نتونه فرار کنه.
در صورتی که زخمی بوده بدون هیچ حکمی، بدون هیچ
چیزی وارد منزلشون میشن. دستان اون رو
میبندن به خیابون میارنش. هنگامی که اونو دستگیر کرده
بودن و دستانش رو بسته بودن طبق اطلاعات رسیده به ایران
اینترنشنال همچنان مقاومت میکرده بر علیه خامنهای و
جمهوری اسلامی شعار میداده. در همون خیابون جلوی چشم
همسایهها، جلوی چشم مادرش و برادرزاده هفت
سالش به سر و شکمش شلیک میکنن.
نتونستن بر مزارش مراسمی رو موقع
خاکسپاری داشته باشن. مادرش در همون
محلی که به او شلیک شده، در آغوش مادرش جان
باخته، مراسم گرامیداشتی رو براش برگزار
کردن.
دل دیگه نگوره از عواطی فانه خونه
چندونه. دل
دیگه شکسته
در سر نگذره خبر کله.
End of transcript · 177 words