سخنی درباره سازندگان ایران و امید به نسل جوان
بزرگان ما این ایران را ساختند.
نقاشمون رفت برگشت، معمارمون رفت برگشت، دکترمون رفت
برگشت. همه برگشتیم و این ایران ساخته شد.
بیخود ساخته نشد. شما باید سن منو داشته باشین
تا بدونین. امیدوارم همتون به سن من برسین. ما ساختیم.
ما نه، یعنی قبل از نسل قبل از من که شماها شاید
هیچ نشناسید.
نسل قبل از من خیلیا بودن. تنی زادهها بودند،
خانلریها بودند. همه اینها، اینا ساختند و
دکترها، پزشکها، معمارها. این--
شما اصلاً معماری که اون دوره ساخته شد و با معماریهای حالا که
آدم یاد چلو کبابیا میندازه مقایسه کنید اتفاقاً.
من نم-- خب اینا محیط داد به ما و این ایران
ساخته شد. ولی حالا که شماها رو میبینم من باز دارم
امیدوار میشم. ممکنه اشک الان تو چشمم بیاد.
یعنی گاهی به قدری ناامید میشم که فکر میکنم هرچی ما
ساختیم داره خراب میشه. ولی یه دفعه الان خانمو دیدم و
دانشجوی خودمو میبینم و عشق و علاقه یه عده رو
میبینم. اون وقت میگم نه، نه، نه. ایران
هیچوقت نمیمیره با این بچههای خوبش.
خواهش میکنم شما جوونا فراموش نکنید نسلی
که این ایران رو دست شما داد، نسل
خدمتگزار واقعی بود. چه زن их چه مرد
End of transcript · 195 words