Discussion on Ongoing Conflict and Resistance
قضیه چیه که خانما گشت وایسادن؟
والا من خیلی پیگیر بودم که ما یه کار جهادی انجام بدیم.
یه پرچم میگرفتیم دستمون تو خیابون. دیگه اومدم کار جهادی انجام بدم.
شما مطلع هستید که همین ایستاد رو الان با پهباد اینا میزنن؟
بله، مطلعم.
الان مثلا صدای پهباد بیاد باید چیکار کنیم؟ بهتون گفتن چیکار کنین؟
نه، من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم.
پناه میگیرم. من برای کشورم اینجام.
من خطی که-- مسیری که کشورم داره میره رو قبول دارم.
این جنگ باید تموم بشه. باید بزنیم نابود شن، تموم شن برن.
یعنی باید تا آخرش بریم-
دقیقاً باید تموم-- این جنگو ما تمومش کنیم.
خدا نکرده نابود شدیم چی اون وقت؟
دیگه حداقل ایستاده مردیم، دیگه زانو نزدیم.
یعنی شما اوکیاید که خودمونم نابود شیم ولی جنگو ادامه بدیم.
ما نابود نمیشیم، این موضوع اول. موضوع دوم هم این که ما حداقل تا
آخرین لحظهای که باید وایسیم میجنگیم تا پیروز بشیم.
و من مطمئنم که این پیروزی اتفاق میفته.
دمتون گرم خدا. مرسی، مرسی.
بفرمایید.
قربان شما. آره، همین سخت گرفتیم. مرسی که هستید.
قربون شما.
بفرمایید.
بفرمایید، بفرمایید. به جونتون. مرسی که همکارید. قربون شما. سخته 진짜.
بفرمایید.
نوش جان. بله، بله.
End of transcript · 195 words