Party Experiences and Social Dynamics
میدونی که پارتی های ما، مهمونی های ما زبون زده تو کل-
رفتی تا حالا؟
-جهان.
Well دعوات زیاد مثلا-
دعوا؟
دعوت.
دعوت، دعوت.
زیاد میاد سمتم ولی خب خیلی برم میاد از پارتی مارتی.
از پارتی.
یکی که دعوا به هر حال پارتی دقیقا نیست ها.
ولی خب دیگه دورهمی بچه ها هست ولی خب اکثرشون
نمیشناسم.
اصلا نمیدونی چون فرق اینا رو اصلا نمیدونی دورهمی، مهمونی، پارتی-
ما رفتیم-
-همه رو دست به دست رفتی.
-کیسه افکت.
خب، خب بذار بگه.
رفتیم، اممم خب ما خب اون موقع
عاشق
کلاسیک مثلا تیپهای کلاسیک، کت شلوار و
اینا. من یه کت شلوار دو casual
دیگه رفتم اینا.
رفتم درو که وا کردم
فقط دیدم این زومبیان.
فهمیدی؟
آره.
اینجوریها.
پشمام ریخته بود.
تو با استایل کلاسیک ورود زدی به پارتی دوازدهگانه-
یعنی شلوارک و like
کفشهای اسپورتی و-
رانینگ و-
آره عینک و رنگ و رو وحشتناکی و گفتم
بابا چه خبره؟ داشتم دنبال اون دوستم که دعوتم کرده
بگم حاجی تو کجا اینجا رو پیدا کردی مثلا چیکار
میکنی اینجا؟
آره اینجا اصلا کجا هست؟
کجا هست؟ یهویی یه نفر از پشتم آمده
مثلا اینجوری اول چونش آمده.
یعنی فکش آره جلوه.
آره.
حتما چیزی مصرف کرده بود.
نمیدونم چیه بابا. پ-پ حاجی پشم ندارم
ولی ریخت، کامل.
چه شکلی بود میگی فکش؟
عین زومبیها. دیگه دوستمو که پیدا کردم
گفتم خداحافظ اینجا جای من نیست.
من خدا را علی آقا شکر میکنم که چقدر تفریحاتمون
گسترده و خفنه که یک خارجی که ما میبینیم
سورپرایز میشیم اونا میان اینجا بیشتر سورپرایز میشن.
حاجی
خودمونیا و پارتیهامون.
End of transcript · 260 words