Military Service and Future Aspirations
امروز داشتم از پادگان برمیگشتم. بعد دم یه دکه وایسادم یه
دونه آب معدنی بگیرم. بعد طرف منو دیده میگه لباسات کهنه است،
کلاه خمه، بندهای پوتینت کش معلومه قشنگ به
نکشی خوردی ها. آره داداش هجده ماهه دارم خدمت میکنم به
نکشی خوردم.
ولی نه این نکشی. روزی که من دفترچه رو پست کردم دلار بود شصت
هزار تومن. بنزین بود سه هزار تومن. من واسه آیندم این کار رو
کردم . آره حاجی به نکشی خوردیم.
سه تا جنگ دیدیم تو خدمتمون، هزار تا آماده باش داشتیم، هزار تا تهدید
داشتیم، تمام نایحهامونو زدن فلان.
آره به نکشی خوردیم ولی چه نکشیای؟ ما واسه
آیندمون اومدیم خدمت کنیم. چه آیندهای؟
End of transcript · 111 words