Iran's Regional Security Policy Shift
اون بند اول توافق نشون میده که احتمالاً جمهوری اسلامی
به محدودیتهای خودش در رابطه با نظم امنیتی شاماتمحور
در حال حاضر پی برده. به نظرم به سمت یک نظم امنیتی خلیج فارسمحور حرکت خواهد...
به گام برخواهد داشت. چرا؟ چون اتفاقاً مزیتش هم اینجاست. یعنی
همونجوری که همین به هر حال معادلات امنیتی و نظامی در خلیج فارس
منجر به پایان جنگ شد، منجر به تحمیل یک سری قواعد جنگی و نظامی و امنیتی و سیاسی ایران در منطقه شد،
میتونه این فرمان رو به سمت خلیج فارس بچرخونه.
حالا اینکه این چقدر درسته و چه تهدیدها و فرصتهایی داره رو باید در موردش بحث کرد.
ولی بند اولی که توی تفاهم اومده به نظر من یک چرخشیه توی سیاستهای منطقهای ایران.
من هنوز ابهام دارم که آیا ما داریم
حرکت میکنیم از یک نظم منطقهای امنیتمحور مبتنی بر شامات
به یک نظم مبتنی بر اقتصاد، توسعه در خلیج فارس. من نمیدونم.
این متن نشون میده جمهوری اسلامی میخواد نظم قبلی رو با یه شکل جدید برگردونه.
مسئلهش همچنان امنیته
فعلاً. میگه که آقا ببین حزبالله اونجا باشه، منم تنگه هرمز رو گرفتم، اگه بخوای دست به حزبالله بزنی منم تنگه رو میبندم.
نه من نمیگم امنیتمحور نیست. میگم که الان مزیتهای
سیاست منطقهای جمهوری اسلامی و اهرمهای منطقهایش
انتقال پیدا کرده به سمت خلیج فارس و تمرکز الان روی این خواهد...
آره این نکته درسته. من باز میگم که این تمرکزه رو من امنیتی میبینم. یعنی جمهوری اسلامی میگه که آقا ببین تو شامات که
عراق رو داشتم و محور مقاومت، الانم تنگه هرمز رو بهش اضافه کردم.
اینا رو به هم متصل بکنم که نظم قبلی رو به یه شکلی احیا بکنم.
که بگم آقا ببین شما باید تعهد بدی که تو این هم اومده که تغییر رژیم رو بذاری کنار.
حالا اینکه بعد این تغییر رژیم چه خواهد بود، این محل بحثه.
اگر دنیا داره میره به سمت چین،
آیا این توافق به معنای بازگشت ایران به سمت نظم آمریکاییه؟
خیلی سوال مهمیه. و جایگاه چین اینجا کجاست؟
معلومه که دوستان اقتضائات نظم جهانی رو که به سمت آنارشی میره
که اقتضاش اینه که ما در حوزه هستهای ابهام ایجاد بکنیم رو نپذیرفتن که رفتن دو تا بند رو امضا کردن.
ما به خاطر بمباران مراکز هستهایمون
از لحاظ حقوقی به ماده ۱۰ میتونستیم استناد کنیم.
داشتیم مذاکره هستهای میکردیم، مراکز هستهای تحت نظارت آژانس بمباران شد، تهدید اتمی شدیم، این دقت کنید.
ترامپ صراحتاً ما رو تهدید اتمی میکرد.
ما از موضع استثنای مثبت خودمون رو بردیم تو موضع استثنای منفی.
ما رو به عنوان تنها کشوری تبدیل بکنه که قابلیت استناد به ماده ۱۰ انپیتی رو نداره
چون رفته یه قطعنامه فصل هفتمی دیگری رو میخواد امضا بکنه که توش متعهد شده دیگه سلاح اتمی نسازه، هیچجور هم این راه رو نداره.
ببینید حرفی که لاوروف راجع به ترور رهبری میزنه به عنوان دارنده فتوای حرمت سلاح اتمی معنی داره.
میگه که تا آقای خامنهای زنده بود یه فتوای حرمت سلاح اتمی داشت
که نخبگان ایران حول این مجتمع بودن.
بعد از حمله آمریکا و ترور شدن ایشون
من تعجب نمیکنم برخی از نخبگان ایرانی
نگاهشون رو به عدم حرکت ایران به سمت سلاح اتمی تغییر داده باشن.
میگه قذافی اومد برنامه هستهایش رو داد رفت،
ریختن سرش کشتنش و به شکل لایو این پخش میشد و کلینتون پای تلویزیون کف میزد.
بعد میگه در عوض ما مثال کره شمالی رو داریم
که رفت بمب اتمی ساخت و کسی دیگه الان مزاحمش نمیشه.
معنی این اینه.
مسکو موضع خودش رو در بحث سلاح اتمی ایران از چراغ قرمز به چراغ زرد تغییر داده.
نمیگه موافقمها، میگه محل گفتگوست.
لذا حداقل از طرف مسکو،
حالا پکن رو نمیتونم من نظر قاطع بدم که من بگم پکن خیلی از مواضعشون رو با مسکو هماهنگ میکنن راجع به مسائل صلح و امنیت جهانی.
ما خیلی اصرار کردیم به آقایون که آقا برید با چین و روسیه در ضمن مذاکرات
اگر نمیخواید لاین هستهایتون رو عوض کنید، گفتگوهای راهبردی منجمله راجع به تغییر دکترین هستهای انجام بدید.
که آقایون پاشون رو کردن تو یک کفش گفتن نمیشه و نمیتونیم و...
ما گوشمون پره از این حرفها.
End of transcript · 678 words