Discussion on Religious Freedom in Tajikistan
بسم الله الرحمن الرحيم. رئيس محترم، اعضايون محترم
ریاست و همکاران گرانقدر. السلام
علیکم و رحمه الله و برکاته. مسئله ای را که امروز برای
اطراف صخره ای برآمده ام برای انتخاب کنندگان من
حیاتی می باشد و آن هم مسائل مربوط
به محدودیت های دینی و اعتقادی برای یک مردمی است که
زیاده از نود و هفت درصد خود را مسلمان و دیندار می دانند.
مردمی که ما و شما را انتخاب کرده اند.
قانونی که امروز پیش نيات مجلس است و شاید قبول هم شود،
ادامه سلسله اقداماتی است که برای محدود کردن آزادی های دینی
مردم مسلمان در تاجیکستان مدت هاست که در کشور
ادامه دارد. نخستین اقدام بر این جاده منع نمودن
اذان مسلمانان از بلندگوهای مساجد بود که خلاف نشان داد
کنستیتوسیا، طلبات قانون آزادی وجدان و تشکلات های دینی و
خلاف طلبات دین مبین اسلام درباره اذان می باشد.
اذان شعار دین اسلام است که برای اعلام مردم جهت شرکت
در نماز استفاده می شود تا حد-- تا حد امکان باید
به همگان برسد. اقدام دیگر حکومت کشور جهت محدود کردن
آزادی های دینی، حمایت کردن آن از فتوای شورای علما
که مخالف با آزادی کنستیتوسیونی مردم دیندار در
منع نمودن زنان مسلمان از شرکت در
عبادتهای دسته جمعانه بود. در کنستیتوسیا در ماده بیست و شش
آمده است هر کس حق دارد مناسبات خود را به دین
مستقلانه معین نماید، الاهیده و یا یکجا یا به دیگران دینی را پیروی
نماید و یا پیروی نکند. در مراسم و رسم و آئین های دینی
اشتراک نماید. مرد و زن همه برابر بودن.
در قانون آزادی وجدان و تشکلات های دینی در ماده چهار آمده است در جمهوری
تاجیکستان آزادی وجدان و آزادی پیروی بدین از جمله
حقوقی، به تنهایی و یا همراه دیگران پیروی کردن به هر گونه دین کفالت داده می
شود. حکومت را می بایست که در مقابل این فتوا
مخالفت نموده در کشور
دموکراتیک و حقوق بنیاد غیر قابل اجرا بودن آن را اعلام می داشت.
اما نشد. گرفتن حجاب اسلامی از سر دختران دانشجوی
تاجیک، از کلاس پنج خارج کردن آنها، بیرون کردن
هزاران طلبه های روضه از درس در مکتب های شهر و
دهات، ولی آزاد گذاشتن پوشندگان لباس های نیم برهنه
اروپایی چی در مکتب و چی در دانشگاه. اعلام جنگ به حجاب
اسلامی که پوشش نیاکان ما هم هست، چه در خانه ها، بازارها و
حتی در راه ها و از جانب مقاماتی خیلی عالی کشور
تحقیر شدن زنان محجبه و پاکدامن تاجیک به خاطر
داشتن لباس اجدادشان و جوابگویی های گوناگون، کشیدن
صدها عالم دینی به خاطر تعلیم دادن فرزندان مسلمان
تاجیکی که از تعلیم خارجه محروم شدند تا در داخل تعلیم
بگیرند. همچنین جریمه نمودن صدها امامان مساجد،
منع کردن کارمندان نمازگزار از ادای نماز هایشان چی در جای
کار و چی در مساجد. در راه و کوچه ها بازداشتن و
تراشیدن ریش های مردم دیندار. بستن نمازخانه ها در
فرودگاه ها، گمرک ها، شفاخانه ها، استراحتگاه ها حتی
در فیلمنامه ها و نمایش نامه ها در نقش منفی
گذاشتنی بازیگران با ظاهر اسلامی را به
غیر از محدود کردن آزادی دینی چی تعبیر می توان
کرد؟
اقدام دیگر در این محدود سازی آزادی-- در این محدود سازی آزادی
دینداران، قبول قانون جدید آزادی وجدان و تشکلات های
دینی از جانب مجلس عالی کشور در سال دو هزار و نه بود-
می بخشید-
در مخالفت-
تمام
آن چیزهایی که فکر و عقیده هایی که در شما هست آن ها را
امکاناتی البته گفتن ضرور است-
انشاالله-
در جا، در جا، در باز دیگر-
در همان-
و بسته به قانونی که ما امروز محاکمه می کنیم، چون که همگی یک
دقیقه وقت شما ماند و باید به این قانون اکتفا کنیم.
بگو، بگو باشید.
خب در ماده،
در همان قانون آزادی وجدان آمده است جذب کردن نابالغان به
فعالیت اتحادیه دینی و نابالغان-- و به نابالغان دادن تعلیم دینی
به اجازת خطی پدر و مادر یا شخصاً آنها را invest کننده منع است.
این طلبات قانونی آزادی وجدان، یعنی قانون دیگران را
از جلب نابالغان به تعلیم دینی و نمازهای جماعت در مساجد منع
نموده، این حق را به پدر و مادر داده بود.
اما حالا این قانون مسئولیت نه تنها این حق را از پدر و مادران
نیز گرفته است، بلکه آنها را عهده دار می نماید که فرزندان خود را از
شرکت در نمازهای جماعت باز دارند. به این طلبات میتوان
گفت که به آزادی
دینی مسلمانان و به خصوص به همان قانون آزادی وجدان و
تشکلات دینی یک مخالفته ای دارد. خب دیگر مختصر میکنیم و
میرویم به آخر. اگر این قانون به مقصد تعلیم و تربیت
فرزندان
پیشنهاد شده است، خیلی مقصد نجیبی است.
تعلیم و تربیت درست وظیفه اساسی پیامبران الهی نیز بود.
در قرآن کریم نیز در صدها جای از، از، از تربیت مردم
سخن میرود و برنامه اش را نیز ارائه کرده است.
این پایه و دیوار تربیت از ایمان و اعتقاد کامل به
آفرینده سر می شود. همه طریق دور شدن از ایمان و عقیده،
یعنی دور شدن از اصل تربیت می باشد.
همگان میدانیم که سالهاست تعلیم و تربیت در وزارت معارف کشور بر اساس
prinsp دنیویت یعنی بی دینی ادامه دارد.
هیچ نشانه ای از دینداری به خصوص از دین مبین اسلام در مکتب ها و
دانشگاه ها دیده نمی شود. ولی با گذشت سالها امیدی از پیشرفت
نیست. خود وزارت باشد درجه فسادزدگیش بالاتر میرود
که
در این جاده سد زوار به جای اول گردیده است و متناسباً
درجه تعلیم و تربیت جوانان پس میرود.
این خطری ایجاد بحران کادری بر کشور را در پی
دارد و پرزیدنت کشور نیز در پیامش از نرسیدن ده
هزار طبیب در کشور خبر داده بود. به نظام دنیوی
فعالیت کردن وزارت معارف کار را تا آنجا رسانید که حکومت کشور
خطر را در نسل نو راست احساس نموده، مجبور شد تا این
لایحه قانون را پیشنهاد نماید و مسئولیت تعلیم و تربیت را که
وزارت معارف به تنهایی از عهده اش برنمی آید به دیگران نیز
واگذارد. حالا ما و شما نمایندگان مردمی در روبرو
قبول این
قانون ایستاده ایم. قانونی که هدف عالی دارد اما راه رسیدن به
آن هدف نادرست بیان شده است. من-- ما در
خلاصهای که به این لایحه نوشته بودیم، نقطه تشکیک آوری آن را نشان داده
بودیم، ولی متأسفانه به این نوبت گرفته نشد.
تا به هر صورت ما با قبول کردن این یک مشکلات زیادی
را به کشور و مردممان می آوریم که من حضور شما عرض میدارم.
کشور، حکمران و ملت خویش را در معرض غضب خدا قرار داده،
خاری دنیا و عذاب آخرت را برایش سبب می شویم.
چون که خداوند در قرآن در سوره بقره، آیه یکصد و چهارده آورده است
تاجیکیش را میگویند. کی ظالم تر از آن کسی هست که نماز نمی
گذارد تا مردم در مساجد خدا او را یاد کنند و به این وسیله
مساجد خدا را خراب می نماید. آنها می بایست از مساجد تنها به
خاطر ترس خدا بیرون آمدند. برای چنین اشخاص در دنیا خاری
خواهند آورد و در آخرت عذابی سنگینی برایشان در نظر
است. پس این آگاهی است که خداوند آفریننده عالم
در
قرآنش با مخ درش داده است و من به شما آن را رساندم.
و در آخر امیدوار هستم که یک مراتب
ما و شما نمایندگان مردم نه به خاطر وظیفه و منصب مان، تنها به
خاطر خدا و خلق خدا آواز بدهیم و آن قید
ناچیز را که حزب نژاد اسلامی تاجیکستان و دو
حزب قدرتمند کشور پیشنهاد کرده است که قید
ساعت های درسی را در این لایحه جای بدهد.
والسلام علیکم ورحمة.
End of transcript · 1,238 words