Discussion on War and Negotiations

چی شد که دوباره جنگ شد که؟ دست‌فرمون شما دوباره رسوند به جنگ؟

والا دست‌فرمون من نبود.

ولی آقا اگر ما جنگ رو ادامه می‌دادیم بهتر بود.

جسارتاً تصمیم‌گیری با من و شما نیست. خوبم هست که نیست.

پیش‌بینی عده‌ای می‌شد توی کشور؟

نه.

وحشت سقوط کرده بود تو... سه چهار پنج ساعت سقوط کرده بود.

آقای بوسعیدی اول از واشنگتن بعد از اونجا به من زنگ زد. نتانیاهو گفته بود بارها که یک unfinished job وجود داره، یک کار تمام‌نشده مونده.

شما شنیدین آقای حجازی رو تو آوار درآوردن؟

از آقای حجازی من می‌اومدم بیرون سؤال کردم که آقا این‌جان؟ گفت نه.

وای! این‌جا رو زدن. وای!

ولی اعتبار مذاکره‌کننده‌ها از بین می‌ره‌ها وقتی شما هی می‌رین مذاکره می‌کنین هی جنگ می‌شه.

تا حالا شده تو جلسه‌ای شرکت بکنی که هر لحظه احتمال بدی ممکنه منفجر بشه کل جلسه؟

اینو حالا پخش نمی‌کنیم فعلاً. بعید می‌دونم بتونیم پخش کنیم.

فکر می‌کنید مذاکره فریبه؟ خیلی خب فریب نخورید.

یکی از فرماندهان ارشد نظامی یه خرده بهش برخورد. گفت آقا چرا هی می‌گه هر دفعه می‌گه کسی فریب نخوره؟ ما قرار نیست فریب بخوریم، ما آماده‌ی آماده‌ایم.

این هم‌زمانی تعدد جلسات رو من طبیعی نمی‌دونم.

جلسه‌ی آقای شمخانی هدف بود، دفتر آقای شیرازی هدف بود، دفتر آقای حجازی هدف بود.

هیچی نمی‌تونه جمهوری اسلامی رو نابود کنه جز جلسه.

ما نمی‌گیم مگر این‌که هزینه‌ی نجنگیدن از هزینه‌ی جنگیدن بیشتر باشه.

اگر ما اونو قبول می‌کردیم جنگ نمی‌شد؟

ما در هسته‌ای اگر اون چیزی که دشمن می‌خواست بهش داده بودیم، یعنی یک الگویی ایجاد کرده بودیم که هر موقع از جمهوری اسلامی چیزی می‌خواست می‌اومد می‌زد، نابود می‌کرد، جمهوری اسلامی می‌گفت باشه بیا هر چی می‌خوای بهت می‌دم ببر، این نباید اتفاق می‌افتاد.

تصور واقعاً این بود که این‌جا شبیه ونزوئلاست.

وقتی که منطقه زیرساخت‌هاش شروع کرد به خوردن، تازه فهمید که جنگ جنگه.

خب ما زودتر می‌زدیم زیرساخت‌ها رو.

مگه یه سناریو بود که که اگر رهبری رو زدن چی کار کنیم؟

پس این پیش‌بینی بود؟

حتی کد داشت. ولی آن‌قدر که تو جلسه... کسی دلش نمی‌اومد اینو بگه.

اگر ما این‌قدر دست برتر داشتیم، پس چرا آتش‌بس رو قبول کردیم؟

مگه می‌تونی بجنگی با جنگ کارو تموم کنی؟ پشت خیمه‌ای می‌تونی بری خیمه‌شو آتیش بزنی؟ خب برس.

آتش‌بس رو اگر مثلاً بشینیم حساب بکنیم دیگه، اگه ۱۰ روز زودتر کرده بودیم.

لاریجانی رو داشتی، خطیب رو داشتی، عسلویه رو داشتی، فولاد مبارکه رو داشتی.

من می‌گم اون ۱۵ روز شاید باعث بشه که اون ناامیدتر بشه دفعه‌ی بعد نیاد.

با شاید و باید که نمی‌شه تصمیم گرفت. قطعی بود. اگر و مگر نداره که. نمی‌تونی قمار بکنی با سرنوشت کشور، با جون مردم.

خب می‌گم نظامی‌ها موافق بودن؟ اصلاً اصل کار نظامی‌ها.

آتش‌بس پس با نظر آقا مجتبی‌ست دیگه؟

این چاییه مال خوردنه یا دکور صحنه؟ نه شما بخورید، داره سرد هم می‌شه. آره.

End of transcript · 464 words

iPhone app Translate videos on your iPhone Paste a TikTok, Instagram or X link, add subtitles in your language and save the video to Photos.

Read any video in your language

Paste a link from X, TikTok, YouTube or Instagram. You get a page like this one.

© 2026 TranslateMom Transcripts Sources Pricing Legal