Casual Conversation About Pain and Memories
اونجا رو ول کن.
پا درد میکنه مینا دی.
من هم پا درد کشیدم هم کمر درد
کشیدم هم سردرد کشیدم هم هزار
درد خودتم
میدونی، درسته؟
هیچ چیزی بدتر از جیگر درد نیست.
میفهمی چی میگم؟
خب حالا تو در نظر داشته باش
مثلاً تو فکر کن
من اگر نام حالا چون امین رو میگم،
بابای نام، مینا.
حالا مثلاً بابات فکر کن جیگرش درد میکنه.
تو میخوای بهش بگی بابا
پام درد میکنه.
باید یه ذره درک کنی که-- سوختم ببینم.
یه ذره درک کنی که
بابا حالا جیگرش درد میکنه. یه لحظه بذار خیلی نگم پام درد
میکنه. اونم من دارم.
حالا تو بگو ببینم محسن آخر بار تو کجا دیدی؟
من او رو کجا دیدم؟
چی؟
کجا-- دیدمش؟ همونجا که اصن تیر خورد-
تیر خورده بود.
افتاد.
چقدر اینجوری بلندم کن، بلندم کن.
بعد دیگه نفهمیدی.
دیگه بلندم کرد.
بعد من حالت تبه گفتم بلندت ندارم. حالا ما میشینیم میریم.
تیر نخوردیم که قراره بریم.
دیگه افتاده.
حالا محسن نامو
همون لحظه که افتاد، همون جا واسه تموم کرد.
همون لحظه گفتم.
آمنو رو ای.
تورو خدا نکن کاری که بچهها بیشتر حالشون
خراب شه.
بابا از این حرفا نزن.
نخواب.
بابا اینجوری نکن.
ما زمانو میدوم.
بابا اینجوری
نکن.
برم. برو راه برو.
بابا
اینجوری
نکن.
از
اینجا بلند شو.
بابا اینجوری نکن. من یه کاکا داشته.
آرامش.
من یه کاکا
داشته.
آرامش.
من یه کاکا داشته. دلم
واسه تو تنگ
شده.
تو هم برای من دله.
دلم واسه تو تنگ شده.
من یه کاکا.
End of transcript · 250 words