Analysis of Iranian Opposition and Media Influence
یه سوالی ایجاد میشه. ما این همه تصاویر رزمایشها و تصاویر شهرهای موشکیمون رو در دوران قبل از جنگ نشون دادیم.
رسانهای کردیم بالاخره شهرهای موشکی فیلمهاش دراومد. اثری نداشته روشون؟ یعنی ببینید حالا...
من میتونم یه توضیحی بدم؟
آره، این مهمه ها. به نظر من این مسئله مهمیه ها. یه سرش برمیگرده به این که...
میخوام بگم یه سرش برمیگرده به این که انگار این کاری که ما کرده بودیم نتونسته بود اون پیامی رو که ما میخواستیم به طرف مقابل برسونه.
وگرنه ما یه گوشهای از پاسخنامه این سوال امتحانی رو به طرف مقابلمون نشون داده بودیم دیگه. بابا ایناها، خیال نکنید اونه. اما اون باور نکرد.
این حاصل یه مقالهای من چند وقت پیش خوندم. نمیدونم تو فکر کنم تو برنامه نیاوردیم.
الان هم حضور ذهن ندارم مال کجا بود ولی میتونم پیداش کنم مثلاً شبهای بعد حالا حداقل سندش رو تو شبکههای اجتماعیمون بذاریم.
اومده بود دقیقاً به این اشاره کرده بود و گفته بود این حاصل وجود یک چیزیه به اسم بیزینس اپوزیسیون
در برای جمهوری اسلامی ایران در غرب. یعنی...
...کسب و کاری که یک اپوزیسیونی داره انجام میده. میگه ببین، روز اول یک اپوزیسیونی شکل گرفت،
اینها هم برای این که فشارهایی به جمهوری اسلامی ایران بیارن این رو به رسمیت شناختن. هر چی بود ماهیتش کاری ندارم.
اون موقع یعنی اول انقلاب مجاهدین خلق خیلی دال مرکزی بود و سلطنتطلبها.
میگه اینها برای این که بتونن... میگه اینها همون موقع هم میدونستن اینها کاری نمیتونن بکنن.
۴۶ سال پیش.
میگه ما اومدیم، آمریکاییها، غربیها میگه، میگه ما اومدیم اینها رو به رسمیت شناختیم که بتونیم به عنوان یک اهرمی بالاخره بالا سر ایران نگه داریم و یک بودجهای دادیم.
میگه ولی خب ایرانیها زرنگ بودن، زدن تو کاسبی. این رو تبدیل کردن به کاسبی.
چیکار کردن؟ اومدن درصدی از همین این رو آوردن
در تشکیلات تصمیمسازی اون کشورها. یعنی پول دادن به سناتورها، پول دادن به نمایندههای مجلس
که اونها برن مرتب لابی بکنن براشون. و لابیای که میکردن چی بوده؟
ببین، آدمهای رسمی اون مملکتها از اپوزیسیون ما
که از خود اون مملکت پول میگرفته، پول میگرفتن که لابی بکنن که جمهوری اسلامی ایران در حال سقوطه.
چقدر گذشته؟ قریب به نیم قرن گذشته.
میگه ما الان سیاستمدارانی نشستن سر کار، مثال همین پیتر زیهت، همین ونس...
...میگه این از بچگی تو رسانههای جریان اصلی شنیده
که جمهوری اسلامی ایران کشوریست ضعیف، که حکومتش با زور، با شمشیر داره فقط مملکت رو نگه میداره،
ایرانیها گرسنهان، آماده زده شدن یک جرقهایان که همه چیز بپاشه.
تشکیلات... حالا این گسترش پیدا کرد. پانترکها، پانعربها، پانکردها،
اینها همه رفتن توی اون بیزینسها، نه این که اینها واقعاً یک اپوزیسیون ریشهداری باشن در این مملکت.
میگه آمادهست که ایران تجزیه بشه، کلاً جنبشهای گریز از مرکز رشد کرده.
میگه حالا ما با یک نسلی از سیاستمداران در غرب طرفیم که از بچگی با این تصور بزرگ شده و خیلی راحت...
...دیگه این حرف رو میخره. حالا تو هی میری رزمایش میذاری،
میخوای نشون بدی بابا به خدا من اینها نیستمها.
ببین، دیگه این تفکره از دوره نوجوانی تو ذهن اینها کاشته شده بود.
حالا اومدن اینجا خوردن به سیلی واقعیت هم نیست، این دیوار واقعیته که خوردن بهش.
و هیچ مفری هم نیست. یه در واقع روندیه که تو بیش از نزدیک به نیم قرن طی شده.
و دیگه اون کار به جایی رسیده بود که شما دستاوردهای نظامیت رو نشون میدادی،
موشک رو نشون میدادی، همه با هم میگفتن آبگرمکن اینها اصلاً پرواز نمیکنه.
اینها رو گفتنها، اینها رو همهمون گذروندیمها. الان باید اتفاقاً کلیپهاش رو پخش کرد مثلاً چقدر شاهد ۱۳۶ رو مسخره میکردن؟
مسخره میکردن، میگفتن اصلاً این قارقارک صدای اره موتوردار میده،
این اصلاً مگه کار میکنه؟ این اصلاً مگه به درد چیزی میخوره؟ و غیره.
اینها رو مسخره میکردن. دقیقاً این حاصل باز...
و کل این اتفاق رو، این فریب راهبردیای که غربیها خوردن رو با پول خودشون خوردن.
یعنی مشکل هم واقعاً داخل سیستم خودشونه.
خب، الان ما تو این روزها باز...
End of transcript · 654 words