Challenges in Iranian Filmmaking and Surveillance
...و یه مود خیلی خوبی رو رقم بزنیم.
تیر ۱۴۰۱، حاشیه یکی از جشنوارهها.
کارگردان از سختیهای ساخت اثرش میگه.
سختی زیادش به خاطر این بود که ما به هر حال لوکیشن رو چه جوری پیدا بکنیم.
ما تمام سواحل ایران رو گشتیم برای پیدا کردن یک ساحل بکر.
اما توی این پرونده، فیلمسازی فقط ظاهر ماجراست.
اصل موضوع، پر کردن آرشیو شبکههای خارجیه.
بیبیسی هم عمدتاً کارایی که میکرد همین کارای آرشیوی بود.
یعنی مثلاً همین تصاویری که میخواست چون آرشیوش تقریباً تهی بود...
و اسم و ابزار فیلمسازی، هموارکننده راه فیلمبرداری.
بعضی موقعها از ما مصاحبه میخواستن. مثلاً میگفتن نظر مردم در مورد فلان چیز چیه.
میرفتیم قشنگ سردر جاها رو میگرفتیم، رفتوآمد مردم.
یه دوربین هندیکم کوچیکی میگرفت که زومش زیاد بود.
شاید برای همین، بهترین بهانه، پیدا کردن لوکیشن ساخت فیلمه.
رفتم به سمت شهرهای مختلف.
قم و اراک و اصفهان و شیراز و بوشهر و...
از سال ۹۷، بسته به اتفاقات کشور، فصل جدیدی از پروژهها شروع میشد.
اوایل ۲۰ دقیقه بود، ۲۵ دقیقه بود، به ۴۰ دقیقه هم رسیدیم.
مثلاً ما موضوع داشتیم بحث ترافیک، برق مثلاً،
قطعی قطعی آب و برق. برق قطع میشد مثلاً ما پلان میگرفتیم که مثلاً چراغ میره.
مثلاً این تصاویر رو توی بخشهای خبری استفاده میکردن.
یا میزدن به تصاویری که مثلاً از اجناس، از گرونی اجناس، از ما گرفته بودن.
نقطه اوج فیلم در روزهای جنگ رقم میخوره؛ پخش زنده از داخل تهران.
شروع کردم به تصویر گرفتن. مردم میاومدن، اونا فیلم میگرفتن، عکس میگرفتن،
منم فیلمم رو میگرفتم. مثلاً اینجا وایمیستادم، اینجا توی ماشین بودم...
اما در تمام این سالها، کارگردان و عوامل که بسته به نوع پروژه پول میگرفتند،
فکر نمیکردند همه در یک تور اطلاعاتی بلندمدت قرار دارند.
ما لحظه به لحظه این باند رو تحت نظر داشتیم.
سوژههایی که میرفتن توی خیابونها و توی کوچههایی که مورد اصابت قرار داشتن،
اونها رو، ساختمونهایی که مورد اصابت قرار داشتن رو
از طریق دوربینهای امنیتی رصد میکردیم.
رصد تا جایی که همه اعضا، چه در داخل و چه در خارج از کشور دستگیر بشن.
حالا دستگیری این سه عضو، تنها سرآغازی برای دستگیری اعضای مختلف
و بستن پروندهای هشتساله توسط پلیس امنیت عمومی فراجاست.
سعید یقینی، خبرگزاری صداوسیما.
End of transcript · 363 words