Emotional Tribute to a Loved One
حسینم حسینم به معراج رفتم
حسینم غریبم به معراج رفتم
چجوری برم قلبمو جا بذارم؟
عزیزم سه روز و سه شب این مزارم
هنوزم غمت رو برادر نگفتی
از اون جسم در خون شناور نگفتی
چهل روز رفت و صدامم نکردی
چهل روز رفت و یه خواهر نگفتی
چهل روزه که خواب راحت ندارم
چهل روزه که استراحت ندارم
چهل روزه که هیچ کاری به غیر از
تماشای گیسوی بچت ندارم
چهل روزه یه پیرهن رو هم نذاشتم
چهل روزه رو پام مرهم نذاشتم
نشد که یه سر پرچم برات توی گودال
برای رقیه ولی کم نذاشتم
چهل روز و قد چهل سال رفتم
چهل مرتبه سمت گودال رفتم
نبودی ببینی بهم چی گذشته
نمیدونی چند بار از حال رفتم
با چشمای پر خون با این قلب پاره
رسیدم به خاک عزیزت دوباره
بلند شو ببین زینبت چی کشیده
بلند شو حسینم که مهمون رسیده
چهل روزه که خواب راحت ندارم
چهل روزه که استراحت ندارم
چهل روزه که هیچ کاری به غیر از
تماشای گیسوی بچت ندارم
چهل روزه یه پیرهن رو هم نذاشتم
چهل روزه رو پام مرهم نذاشتم
نشد که یه سر پرچم برات توی گودال
برای رقیه ولی کم نذاشتم
End of transcript · 194 words