Shooting Incident and Hospital Response
این چند دوزین زرخ بود اینجور با سخته بود
اصابت نکرده بود
یه تیر هم خواسته بذاریم تو قلبم
که از پشت من زد
اون هم حال معلوم نیست
این تیر دو غم گو خورده بود
پشت من که از اینجور در آمد
یا اون تیر اول در حالی که من ایستاده بودم
خورده بود چون من یه تیر کاری بیشتر من خوردم
که البته نظر خوردم من اینی در حالی که ایستاده بودم
خوردم چون برسته خوردم
خوردم انداختم رو زمین و گرفتم خوردم
که گفتم قلبم قلبی
این حالا برداشت من نه
برداشت افرادی این که نه
اصلا تیر رو در حالی که نزدند
و من وقتی که افرادی اون زمین
تیر رو شردی کردی که صورتی که به پشت
برای یکی از این دو تا خواهد بود
دیگه البته بقیه این بقیهش که
ایشون میگه همینه
بیگم هم تیراش زد و
هر رفت رفت
و از بابا شده بیمارستان رفتم
زودم رسیدیم اینجور دکتران محضر شده بزرگ
من تلفاز کردم
همون فاضی تلفاز زد و بیمارستان
بیمارستان باور نمیکنه
تا من رفتم همه چیز آماده بود دیگه
رسیدین مارو بردن فورای تاتاق عمل
خیلی یادم نیست که نقه عمل کردم
کی باید از سنمون محض رو
End of transcript · 199 words