Student Day Speech on Freedom and Resistance
آخرین گروه و اشخاصی که دانشجو در روز دانشجو باید ببیند و بشنود
شمایید. شمایی که دستانتان و هر نفستان، هر
نفستان بوی خون میدهد. شمایی که جان پاک ژینا و نیکا و
حدیث را گرفتید و هر سال روزهایی که نفس خون آلودتان از ترس
حضور مردم در سالگرد پرکشیدشان میگیرد، خیابان را پر از
حضورانتان میکنید. اما صدای زن نمیمیرد.
شمایی که کاسبان تحریم و غارتگران سفرههایی هستید که هر سال کوچکتر
میشوند. قاتل سفره کارگری، جانگیر آخرین دست و پا
زدنهای اقتصاد این خاکید. اگر چیزی از تن بیجانش مانده
باشد. برخلاف شعارهایتان معنا کننده زیست سلطنتی
هستید و سرکوب تنها پاسخیست که در مشتان است.
اما زندگی نمیمیرد. شمایی که پس از گذشت بیست و هفت سال از قتل
حکومتی مختاری و پوینده، از جمع شدن چند نفر کنار
مزارشان میترسید، از قلم و از صدا میترسید.
میکشید و میکشید. اما نمیدانید.
نمیدانید صدای آزادی خاموش نخواهد شد.
با افتخار فریاد میزنیم صدای زن، زندگی، آزادی نه میمیرد و نه
خاموش میشود. زن، زندگی، آزادی. نه یک کلمه کمتر و نه یک
کلمه بیشتر. پس ما را بکشید.
نه، نه آقا، آقا احترام بگذارید.
نه اجازه بدین صحبت کنه. اجازه بدین صحبت کنه.
لطفاً اجازه بدین صحبت بکنه.
شما اینا رو همونجا بگه لطفاً.
شاید روزی برسد که ایران خانم زیبایمان به مدد دانش و دانش
نداشته و سیاستهای احمقانه شما نه هوایی برای نفس دادن
داشته باشد و نه آبی برای سیراب کردن.
اما آن روز هم صدا هست، قلم هست. کل این خانه هم اگر شک
بزنید آن روز همچنان از ترس استخوانهای ما یک خواب راحت نخواهید داشت.
روز دانشجو بر تمام دانشجویانی که مشتی برای گره کردن و
صدایی برای فریاد زدن دارند مبارک. خدانگهدار.
End of transcript · 283 words