Women's Education and Rights in Afghanistan
خانمهای افغانستان ما طرفدار آزادی نیستیم که ما بی
چادر در کشورمان بگردیم یا بی-- پای مالوش باشه یا دست ما.
فقط ما تحصیل میخواهیم، حق حقوق انسانی و کرامت
خود در کشور خود امن باشیم. آزاد بریم خرید بکنیم، سفر
بکنیم، ولایتهای خود را بگردیم، کار و تحصیل بکنیم، خدمت
بکنیم.
پس خانمهای افغانستان، اِاِ، چه جور میکردند که همیشه
پایمال میشوند، کشته میشوند، به زور نکاح میشوند؟
صدای مرا داری همچنان؟
دارم، دارم. بفرما، بفرمایید دارم.
من در رابطه به این کار و تعلیم
خانمها،
به شما یا به دیگر خواهرای من در
سراسر جهان
هیچ جوابی ندارم که من جواب مثبت بر شما بدم که
چرا تعلیم نیست و چرا به کار
اجازه ندارند.
این همین سؤال را من تا به حال جوابش را نگرفتم.
هر رقم بحثی که باشه،
من داخل بحث میشم، بحث میکنم.
اما بین همین رابطهی تعلیم خانمها و
کار خانمها، من میفهمم
که خانمهای افغان نه آزادی ترکیه را میخواهند، نه
آزادی اروپا را میخواهند و نه
تعلیمی را میخواهند که در اروپا و در آمریکا است.
اما
طبق ضرورت جامعه مردم افغانستان،
ما
به تعلیم خانمها و به کار خانمها ضرورت است.
و هیچ-
قربان شما.
هیچ، هیچ وقت دلیل این شدن را نمیتوان--
آه، این یک دلیل شدن را نمیتواند که یک کس بگوید که در
پانتون فساد اخلاقی بود یا در جاهای کار فساد
اخلاقی بود.
فساد اخلاقی دلیل گشته نمیتواند.
باید-
جناب جنرال صاحب-
سیستم، سیستم به طوری جور شود که
از این جلوگیری شود.
جنرال صاحب، من یک سوالی دارم-
یک پانتون، یک نفر، دو نفر، ده نفر.
End of transcript · 261 words