Persian transcript
به خبر دیگه بپردازیم.
اطلاعات و اسناد اختصاصی رسیده به ایران اینترنشنال از وقوع یک فاجعه هولناک در
بیمارستان قلب رجایی تهران خبر میده. روز ۱۸ دی ماه دو پرستار بیمارستان رجایی به دلیل
مداوای معترضان بازداشت شده و به طور مکرر تحت شکنجه و تجاوز شدید
قرار گرفتند. هجدهم دی ماه نیروهای امنیتی وارد بیمارستان رجایی شدند و بعد از
شلیک به برخی مجروحان به کادر درمان دستور دادند از مداوای مجروحان خودداری کنند.
از حدود ۳۰ نفر پرسنل این بیمارستان تقریبا نصفشون از این دستور سرپیچی میکنند
و دستکم هفت پرستار به مداوا ادامه میدهند.
این هفت نفر با ضرب و شتم به طبقههای زیرین بیمارستان منتقل شدند.
نیروهای امنیتی دو پرستار رو با شلیک گلوله و مقابل چشم همکارانشون میکشند.
پیکر اونها رو چند روز بعد در کهریزک پیدا میکنند. بردنمون طبقه
پایین بیمارستان، توی بخش انباری.
به دو تا از پرستارا همونجا شلیک کردن. جلوی چشمای ما
دو نفرو کشتن. پنج پرستار دیگه بازداشت میشن.
دو نفر از اون پرستارها در زمان بازداشت مورد شکنجه و تجاوز جنسی گروهی قرار میگیرند.
در مواردی از
اجسام خارجی برای تجاوز استفاده شده.
همچنین به دلیل پارگیهای شدید داخلی،
رحم یکی از پرستاران به طور کامل خارج شده و پرستار دیگر هم با احتمال خارج کردن کامل
رحمش روبهروئه.
بر اساس اطلاعاتی که به ایران اینترنشنال رسیده، یکی از پرستاران بازداشت شده با اسم
اختصاری «ر.ز» مورد آزار جنسی مکرر قرار گرفته.
میبردنمون بالای یه بلندی نگه میداشتن. چشمامون بسته بود ولی خب حس میکردیم روی
ارتفاع هستیم. یهو همه رو هل میدادن روی هم توی گودال. نمیتونستیم نفس بکشیم،
نمیتونستیم تکون بخوریم. خیلی جا تنگ بود، حس خفگی داشت.
نهادهای امنیتی برای سرپوش گذاشتن بر این وقایع، خانوادهها رو تحت فشار قرار دادند.
خانواده یکی از پرستاران با
پرداخت مبلغ زیادی، یک سند جعلی عقد موقت با
یک نیروی امنیتی رو تنظیم کرده تا زمینه آزادیش فراهم بشه.
در همین رابطه همراه میشیم با همکارم فرنوش فرجی که از لندن به ما پیوسته. فرنوش میدونم
روزها روی این گزارش کار کردی، اطلاعات رو بررسی کردی. چی میدونیم از شرایط این
پرستارها همین الان؟ در چه شرایطی هستند؟ و این اطلاعات رو چطور بررسی و
راستیآزمایی کردید؟
نیوشا، گزارشی رو که الان از بیمارستان
قلب رجایی تهران منتشر کردین و پخشش کردین، تنها بخشی از روایتهای
هولناکیه که وضعیت بازداشتشدگان هجدهم و نوزدهم دی ماه رو نشون میده.
یک سری اطلاعات اختصاصی به ایران اینترنشنال رسید، مدارک بیمارستان و مدارکی
که نشون میداد این دو پرستار تحت شکنجههای شدید جنسی و جسمی قرار گرفته
بودند و به علت
ورود جسم خارجی به بدن اینها، قسمتی از بدنشون، از رودهشون و رحمشون
آسیب شدید دیده و مجبور شدند حتی یکی از این پرستارها رو رحمش رو خارج کنند،
کیسه بهشون آویزون هستش، از لحاظ روحی بسیار تحت فشار هستند.
به این دلیل که یکی از پرستارانی که
این اتفاق براش افتاده بود، دختر باکرهای بوده که
وقتی تحت این شکنجه قرار گرفته،
خونریزیهای شدیدی داشته، رحمش رو خارج کردن، الان از لحاظ روحی خیلی
شرایط نامناسبی داره. زمانی که میخواسته وارد اتاق عمل بشه، التماس میکرده
به پرستارها و پزشکان اون بخش
که منو زنده از اینجا بیرون نیارین، من نمیخوام زنده بمونم، نمیتونم با این کابوس
زنده بمونم.
اما من همونطور که بهت گفتم این بخش
درسته خیلی هولناکه ولی بخشی از این فاجعهایه که
جمهوری اسلامی بر سر پرستاران و دیگر بازداشتشدگان این
انقلاب ملی درآورد در هجدهم و نوزدهم. ما حتی گزارشهایی رو در طول هفتهها و
ماههای گذشته دریافت کردیم که نشون میدادش که این شکنجهها به صورت سیستماتیک
برای زجر دادن آدمها انجام شده، به این صورت که اعضای بدنشون رو شکوندن،
آثار سوختگی روی بدنشون بوده، اعضای بدنشون قطع شده، آثار شکنجه روی
اونها بوده و
تعداد زیادی از این بازداشتشدگان کشته شدند.
حتی ما ویدیوهایی رو دریافت کردیم، اطلاعاتی رو دریافت کردیم که در همین بیمارستان
تیر خلاص به مجروحین زدند. این پرستارها برای ما اینطور
بازگو کردند که
زمانی که اینها در حال درمان مجروحین بودند، جلوی چشم اونها
تیر خلاص به بیمارها زدند و بعد از اینکه اینها شاهد یه همچین شکنجهای بودند،
وقتی که داشتن کمک میکردن به مجروحین،
اونها رو دستگیر میکنند در بیمارستان، به اتاقی در زیر
بیمارستان میبرند،
اما این بیمارستان همونطور که میدونین خیلی بیمارستان بزرگی هستش، اتاقهای زیادی داره،
به اونجا بردند، جلوی چشمشون به دو نفرشون شلیک کردند، اونها درجا کشته شدند،
جنازهشون رو به کهریزک بردند،
بعد از چندین هفته خانوادههاشون تونستن پیداشون کنند. از ترسشون بقیه پرسنل به
هیچکی اطلاعرسانی نکرده بودند. این دو پرستار و
که بردنشون و بقیه از
اطلاع داشتن و مدارک رو اون منبع آگاه برای ما ارسال کردش،
اونها تحت شکنجهای که قرار گرفته بودن انقدر هولناک بودش، اما این شجاعت رو
پیدا کردن که به ما اطلاعرسانی کنند و ما بخش کوچکی از این شکنجههایی که
جمهوری اسلامی بر سر
بازداشتشدگان آورده رو بتونیم بیان کنیم و بگیم که چه اتفاقی برای اینها افتاده.
میگم مدارکی که به دست ایران اینترنشنال رسیده، چیزهای دیگهای هم هستش،
خیلی هولناک و دردناکه،
بعضیهاش حتی قابل بازگویی هم نیستش. اما ما در بخشهای دیگهای هم همین مدارک رو
دریافت کردیم که نشون میده
این افراد از بالای بلندی پرت شدند و اعضای بدنشون شکسته
یا دچار خفگی
شدند و یا اینکه
بعد از اون که شکنجه انجام دادن، اون آثار شکنجه بر روی بدنشون باقی مونده.
اما مهم داستان اینه که این شکنجهها و این اتفاقات
سالها با این فرد میمونه و
دچار مشکلات روحی شدیدی شده و میگم بارها و بارها خواسته دست به خودکشی بزنه
و به زندگی خودش حتی پایان بده. ممنونم ازت فرنوش،
اما همونطور که گفتی به هر حال این شجاعت رو هم داشته که بخواد روایتش رو بگه و
داستانش رو تعریف کنه و مخفی نمونه آنچه که بر او گذشته. فرنوش فرجی همکارم
از لندن با ما بود. ممنونم ازت فرنوش.
End of transcript · 959 words