Prisoner's Plea for Justice in Iran
مشهد و تماسگیرنده زندانی میداشت.
درود بر مردم ایران. من نجمه امینی بیستوسه ساله
از زندان مرکزی مشهد در تاریخ بیستوهفت
شهریور هزار و چهارصد و پنج این پیام براتون میذارم.
من دمن بعد از هشت ماه که در بلاتکلیفی به سر میبردم،
در بیست و پنج شهریور هزار و چهارصد و پنج در دادگاه
انقلاب، شعبه شش کیفری با رای قاضی
آسیان حکم اعدامم صادر شد. من امروز
نمیخوام از خودم قهرمان بسازم. من فقط یک چیز میخوام.
صدای من باشید. من یک دختر بیگناهم.
یک جوان با کلی آرزو و رویا. من پدر مادری دارم که چشم
انتظار منن.
خانوادهای که هر شب با ترس از دست دادن من شبشون رو صبح میکنن.
من نمیخوام آخرین چیزی که از من باقی میمونه چند خط توی
یه پرونده باشه. اگه صدای من به بیرون از زندان رسید،
اون رو فقط برای چند لحظه نشنوید و بعد فراموش کنید.
بعد من فقط عدالت و فرصت دفاع میخوام.
از وکلا، حقوقدانان و فعالان حقوق بشر و همه
کسانی که صدای انسانهای بیگناه رو میشنوند، درخواست
میکنم پرونده من رو بررسی کنند. از سازمانهای
بینالمللی حقوق بشری و نهادهای مسئول در سازمان ملل
میخوام صدای من رو بشنوند و درباره وضعیت
پروندهام تحقیق و پیگیری کنند. نام من رو به خاطر
بسپارید. چه دیگه نتونم حرف بزنم. اما تا وقتی زنده
هستم یک امید دارم. اینکه پیش از اینکه طناب پایان
زندگی من باشد، ایران آ Bad و آزادم را ببینم.
End of transcript · 239 words