Discussion on President's Alleged Assassination
آقای-- رئیسی ترور شد؟
این اعتقادو دارم. انگار اونجا زمین گیج میشد.
یه اتفاقی میافتاد.
من-- برام عادی نبود هیچوقت
در بحث شهید رئیسی بحث پیچیدهای بود و هوا مه بود،
تاریک بود، دید نبود. هلیکوپتر دید در شب هم نمیتونست کاری
بکنه. اونجا حتی لوکیشنهایی که میدادن همش غلط
بود.
این، این بالاخره آقای دکتر ما پیدا کردیم یا ترکیه پیدا کرد؟
ما پیدا کردیم. هر کس میگه ترکیه پیدا کرد غلط کرد.
خدا رحمت کنه آقا سلامی و خدا رحمت کنه پاکپور ژنی-- ما با هم بودیم.
ما نود تیم داشتیم میگشتیم. یه پهباد بود مال بچهی
سپاه ولی با ما بود، همراه ما. کاور هلال احمر هم تنش بود.
اون پهباد رو فرستادیم دیدش. اون اولین نشان و اولین
پیام، این پهباد که مانیتورش گفت ببین ایناهاش.
فاصلهش با ما زیاد نبود، شاید دو کیلومتر بود ولی چهل دقیقه طول کشید تا ما
رفتیم. دیگه شرایطو دیدیم و حتی اگه یادتون باشه
مسابقه هم که من
کردم گفتم آقا شرایط سخته، بذارید برسم.
نفسم هم میگرفت. سر بالایی هم بود، سخت هم بود.
گفتم بذارید برسم سر-- ما اجساد مطهر شهدا رو که رد
کردیم رفت ساعت یازده رسیدم معدن سرنگون، اون خبرنگار ترکیه
اومد با ما مسابقه کنه. گفتم من حال مسابقه ندارم.
بعد از من رفت بالا سر هلیکوپترها، گفت اینجاست.
منتها خوب تبلیغات میکنن.
چرا اینقدر طول کشیده آقای دکتر؟ خیلی بد بود-
دید نداشتیم.
یک روز، یک روز رئیس جمهور رو نمیتونستیم پیدا کنیم.
دید نداشتیم. واقعاً دید نداشتیم. من حتی یه جا ساعت یک صبح
پونصد متریشون بودم، بالا سرشون بودم که گفتم اینجا بوی سوختن
میاد و فلان و اینا. اما لوکیشنی که دادن ده کیلومتر بالاتر بود.
این لوکیشن رو کی میداد؟
کسایی که BTS میزدن. انگار اونجا زمین گیج میشد.
یه اتفاقی میافتاد. من-- برام عادی نبود هیچوقت.
وقتی هم ما رسیدیم بالا سر هلیکوپترها، هم موبایل خط داشت، هم
اینترنت.
پس چرا نمیتونستم با اینا تماس بگیرم؟
من چی میدونم، من که متخصص این کار نیستم.
آقای رئیسی ترور شد؟
من این اعتقادو دارم که هیچوقت نمیتونم بپذیرم
یک حادثه طبیعیه.
خب الان یه حرف چیزی دارید میزنید. میگید که تمام آنتن
اونجا بود، گوشیها زنگ میخورد. پس چرا هیچ ارتباطی نمیشد گرفت؟
لوکیشن نمیداد. لوکیشن رو غلط میدادن.
اینو باید از متخصصاش بپرسی چرا.
لوکیشن رو به شما کی میداد؟ وزارت ارتباطات میداد یا ببین-
واجا. کسایی که نشسته بودن تو معدن سرنگون، حالا
از
همراول بود، از واجا بود، از نیروهای امنیتی همه اونجا بودن.
اونجا میگرفتن برای ما پیام میکردن، ما میزدیم، میرفتیم
و تموم میشد.
اینکه آ...
مرحوم امام جمعه تبریز یه ور افتاده بود-
بله.
شهید رئیسی ور دیگه افتاده بود، آقای عبدالهیان-
نه. شهید رئیسی و آقای عبد... امیر عبدالهیان همه یه جا بودن.
آقای قالیهاشمی پنجاه متر، صد متر بالاتر بود.
حالا چون شما خیلی حادثه دیدید، خیلی با این چیزا آشنایید، خود
صحنه عادی بود؟
جایی نبود که بخواد این هلیکوپتر بمکوب بخوره.
ولی بالاخره من خلبان نیستم و من مهندس پرواز نیستم.
به عنوان یه فردی که حادثه زیاد تجربه کردم،
حادثه عادی نبود برای ما. مثل هلیکوپتر ما که
crash کرد. این از اون جنس نبود.
نه آخه اون موقع بحث شد، ترکیه اعلام کرد، اینم قشنگ تو
فضای خبری نیشست که آقا ترکیه این کارو کرده.
شما کمک خواستید ازشون؟
وزارت خارجه خواست، من نه.
پس با ک... یعنی با درخواست ما اومدن؟
با درخواست وزارت-
هلیکوپتر آوردن؟
نه خیر.
پس چی؟
پهباد فرستادن. منتها لوکیشنهایی که میداد اشتباه بود.
آقای پوتین خودش داوطلبانه گفته بود که من کمک
بفرستم که هلیکوپتر دید در شب و هواپیما و نیرو
عملیاتی فرستاد. منتها اونم صبح رسید که دیگه ما پیدا کرده
بودیم.
اگه هلیکوپتر دید در شب داشتیم-
کمک نمیکرد.
بازم کمک نمیکرد؟
از اینجا تا دیوار معلوم نبود. واقعاً معلوم نبود.
من چند بار از پرتی افتادم پایین. گل بود، لیز
بود، دید نداشتیم، تاریک بود، بارون هم میاومد، سرد
بود، شب. یه چیزای دیگه خاص خودشو داشت
End of transcript · 651 words