Persian transcript
شبای آخر کارد با استخون نسید
روح شهید عزیزمون
آجالیای لاری جانی شاد
روح همه شهادامون شاد
هرکی بلا ولایت صفت بیسته
خدا زودتر قبولش میکنه
افیقان میروند
نوبت به نوبت
خوشان روزی که نوبت بر من آگرد
حالا که آشورایی نال میزنی بسم الله
حالا که بغض بسته به من راه هر فرا
روزه بخان
که موقع زکر مسیبت هست
جان من زمین نمیفته دیگه ها
افتاده بود روی زمین
زیر دست و فاب
ای وای یا امام رزا از میکنم
شعرم تمام میشه بد اینجا
اما روایت هست
چون تنگ شد برو میدان
فتاد از حرکت
زلجناه از جولان
نه زلجناه دیگر
تا به استقامت داشت
میدونی چجوری بود حال عبی عبدالله
خسته بود آقام
تازه روی مرکبش
نشسته بود آقام
میگه زلجناه یه نگاه کردید
عبی عبدالله دیگه نمیتونه
رو اص به اشتباه
گریه کنا
میگن عبی عبدالله به چپ لنگر منداخ
زلجناه تادلو بر میگردون
زره میره جلو میدید عبی عبدالله به راست داره لنگر میده
زلجناه دوباره حضرتو بر میگردون
که نگاه رو عبی عبدالله صدا بزنه
بسه مرکب دیگه نمیتونه
نه زلجناه دیگر تا به استقامت داشت
امسال مارمزون محرم شده
نسید و شهده بر جدال طاقت داشت
شبای آخر کارد بستخون نسیده
روح شهید عزیزمون
آج علیه لاری جانی شد
روح همه شهده مون شد
هرکی بلا ولایت صفت بیسته
خدا زودتر قبولش میکنه
افیغان می روید
نوبت به نوبت
خوشان روزی که نوبت بر من آگرد
حالا که آشورایی نال می زنی بسم الله
حالا که بغز بسته به من راه هر طرح
روزه بخواد
که موقع زکر مسیبت هست
جان من زمین نمی افته دیگه
افتاده بود روی زمین
زیر دست و فاب
ای وای یا امام رزا از می خوام
شعرم تمام می شود اینجا
اما روایت هست
چون تنگ شد و رو می دان
خطاد از حرکت زلجناه از جولان
نه زلجناه دیگر تا به استقامت داشت
می دونی چجوری بود حال عبی عبدالله
خسته بود آقام
تازه روی مرکبش نشسته بود آقام
و حق عبی های زجه بزن
از اون انتهای رواغ انعکاس نالت بیاد
تو سورت من بخوره من زندشم
آ آ آ آ
می گه زلجناه یه نگاه کردید
عبی عبدالله دیگه نمی تونه رو از به استقامت داشت
گریه کنا
می گن عبی عبدالله به چپ لنگر منداخ
زلجناه تادلو بر می گردون
یه ذره می رم جلو می دید عبی عبدالله به راست داره لنگر می داد
زلجناه دوباره حضرتو بر می گردون
کن نگار عبی عبدالله صدا بزنه
بسه مرکب دیگه نمی تونه
نه زلجناه دیگر تا به استقامت داشت
امسال ما رمزون محرم شده
نسید و شهده بر جدال طاقت داشت
شبای آخر کارد با استخون نسیده
روح شهید عزیزمون
هاج علیه لاری جانی شد
روح همه شهده مون شد
هرکی بلا ولایت صفت بیسته
خدا زودتر قبولش میکنه
افیقان می روید
نوبت به نوبت
خوشان روزی که نوبت بر من آیاد
حالا که آشورایی نال میزنی بسم الله
حالا که بغز بسته به من راه هر فرام
روزه بخام
که موقع زکر مسیبت است
جان من زمین نمی افته دیگه
افتاده بود روی زمین
زیر دست و فاب
ای وای یا امام روزه از می خوام
شعرم تمام می شود اینجا
اما روایت است
چون تنگ شد و رو میدان
فتاد از حرکت زلجناه از جولاه
نه زلجناه دیگر تا به استقامت داشت
می دونی چجوری بود حال عبی عبدالله
خسته بود آقام
تازه روی مرکبش نشسته بود آقام
می گه زلجناه یه نگاه کردید
عبی عبدالله دیگه نمیتونه رو از به استقامت داشت
گریه کنا
می گن عبی عبدالله به چپ لنگر می داخل
زلجناه تادلو بر می گردون
یه ذره می رفت جلو می دید عبی عبدالله به راست داره لنگر می داخل
زلجناه دوباره حضرتو بر می گردون
که نه انگار عبی عبدالله صدا بزنه بسه مرکب دیگه نمیتونه
نه زلجناه دیگر تا به استقامت داشت
امسال ما رمزون محرم شده
نسید و شهد ها بر جدال تاغت داشت
شبای آخر کارد با استقام نسید
روح شهید عزیز
End of transcript · 650 words