درگیری لفظی بر سر پرچم ایران و نماد پادشاهی در محل کسب
ما در یک انقلاب ملی هستیم.
این چیه انداختی گردنت؟ بیناموس برو عقب.
آروم؟ سگ افغانی. بیناموس برو عقب.
پارت میکنم اینجا.
گوه خوردی. گوه تو خوردی.
آرومی؟ آرومی؟
گوه میخوری فیلم میگیرم ازت. با باتوم زدمت توی ویان.
حرومزاده.
من میگم چی شده؟ گوه میخوری!
گوه میخوری حرف میزنی.
پارت میکنم توی ویان.
پارت میکنم.
من اجازه بدم... ها؟
گوشی منو بگیری؟ گوشی منو بگیری بیا بگیر.
خانم محترم. مگه از شما نپرسیدم صاحب رستوران...
ما هیچ کس رو با زور نمیکنیم.
این یک انقلاب ملیه، شما داری از ایرانیها... اجازه بده.
انقلاب ملی که هست، من هم با این انقلاب ملیام.
گوه میخوری تو با این انقلابی.
زشت نیست؟ زشت نیست؟
یه مشت سگ افغانی...
جمع کنید اینجور...
پرچم کشور... پرچم ایران رو اگه زدی زدی.
نزدی... من بیادبی میکنم.
پارت میکنم توی ویان.
پارت میکنم توی ویان.
پارت میکنم.
ببینید آقا شما گفتید اینجا...
فقط چهره ما رو خراب میکنید.
خراب میکنم. بدتر از اون چیزی که فکر کنی خرابت میکنم.
خرابت میکنم. سگ افغان.
خرابت میکنم توی ویان.
خرابتر از اون چیزی که فکر کنی.
باید جمعش کنی.
باید جمعش کنی.
من دوست ندارم تو محل کسبم...
گوه میخوری دوست نداری.
گوه میخوری دوست نداری.
عقیده من دیگه نیست...
هر وقت ایشون دوربینشو خاموش کرد...
نه اینا فیلمه، اینا سنده.
باید جمع کنیم مغازه رو.
حرومزاده بازی باید کف ویان جمع شه.
نماد پادشاهی... مگه ما زیاد...
پلیس هم بیاد...
من لگد میزنم.
من کفشمو میکنم تو دهنش.
End of transcript · 242 words